هر چیزی حتی گردشگری هم به قاعده و اندازه اش خوب و جذاب است و ورود بی قاعده ی گردشگران داخلی و خارجی ، اثرات منفی و زیانباری برای مقاصد گردشگری به ارمغان می آورد. خانه ای که ظرفیت پذیرایی از 10 نفر را دارد، نمی تواند میزبان 50 نفر میهمان باشد، هتلی که ظرفیت پذیرشش با احتساب نفر اضافه برای هر شب 250 نفر است ، نمی تواند میزبانی 500 نفر را بپذیرد، هواپیمایی که 200 مسافر برای 200 صندلی پذیرش کرده است، یعنی over شده و گنجایش نفرات اضافه را ندارد و مقصد گردشگری هم که حداکثر ظرفیت برای پذیرشش و ارائه خدمت به گردشگران ورودی در یک روز، 100 هزار نفر است، نمی تواند میزبان یک میلیون نفر باشد و اصرار و پافشاری متولیان بر پذیرش افراد مازاد بر ظرفیت های استاندارد، یعنی فشار آوردن بر زیرساخت ها، جامعه محلی و بسترهای ایجاد شده برای ارائه خدمات و دور شدن از اهداف توسعه گردشگری پایدار و سبز، مسئولانه عمل نکردن و آشفته بازار گردشگری!
اُوِرتوریسم (Overtourism)، اصطلاح رایج این روزهای صنعت گردشگری به ویژه بعد از پاندمی است و به عبارتی، آن روی دیگر گردشگری است و پیامش این است:« گردشگری بیش از حد، مقاصد جذاب گردشگری را به بحران می کشد». این روزها مقاصد گردشگری مهمی همچون بارسلون در کشور اسپانیا، ونیز در ایتالیا، ژاپن و یونان، پدیده ی بحران ساز اُوِرتوریسم را تجربه می کنند و از کانال های خبری مختلف جهان، مقاومت جامعه میزبان یا محلی را در مواجهه با ورود گردشگران خارجی بارها دیده و شنیده ایم. ورود میلیون ها نفر گردشگر خارجی به ژاپن در سال 2025 میلادی و هجومشان به مناطق روستایی و گردشگران خارجی معطل مانده در کشتی های توریستی در سواحل کشور یونان به دلیل ممانعت و اعتراض مردم محلی به ورودشان و دعوت از آنها برای برگشت به خانه هایشان، همگی مثال هایی عینی و واقعی از ظهور این پدیده زیانبار گردشگری می باشند . وقتی کیفیت زندگی ساکنان محلی به دلیل هجوم گردشگران به شدت کاهش می یابد، زیرساختها فرسوده شده و به محیط زیست نیز آسیب های جدی وارد می گردد ، شاهد این قبیل مقاومت ها از سوی جوامع میزبان خواهیم بود و البته خود گردشگران نیز به دلیل همین ازدحام، شلوغی و افت کیفیت، تجربه ی دلچسپی در مقاصد گردشگری نخواهند داشت.

هر چه یک کشور یا مقصد گردشگری دارای روابط بین المللی گسترده تر و زیرساختهای جاده ای، ریلی، هوایی، تسهیلات و امکانات رفاهی، جاذبه های گردشگری شاخص، موقعیت جغرافیایی و آب و هوای مناسب تری باشد، بیشتر مورد استقبال گردشگران قرار می گیرد و به تبع آن نیز احتمال اُوِرتوریسم پس از مدت زمانی در آن قوت می گیرد. قدرت شبکه های اجتماعی و بازاریابی های دیجیتال به ویژه اینستاگرام و سهولت سفر هم بر شدت آن می افزاید و تعداد گردشگران ورودی، فراتر از ظرفیت تحمل مقاصد می رود که از منظر قوائد و اصول توسعه گردشگری ، مطلوب نیست. حتی مناطق و مقاصد کمترشناخته شده نیز چنانچه به درستی مدیریت نشوند، به زودی گرفتار این پدیده ی نگران کننده و چندوجهی یعنی اُوِرتوریسم خواهند شد.
برخی از مهمترین پیامدهای پدیده اُوِرتوریسم به صورت فهرست وار عبارتند از:
- افزایش تنشهای اجتماعی-اقتصادی ناشی از توریستی شدن بیش از حد مقاصد و احساس بیگانگی و خشم در میان جامعه میزبان . افزایش قیمت مسکن، اجاره های کوتاه مدت و نقش آفرینی فروشگاههای زنجیره ای و بزرگ عرضه ی صنایع دستی و هنرهای سنتی که فروشگاههای محلی را تضعیف می کنند نیز از جمله عوارض اجتماعی و اقتصادی اُوِرتوریسم به شمار می روند.
- تخریب زیرساختها و محیط زیست:
فرسوده شدن ناوگان حمل و نقل عمومی و بناهای با ارزش تاریخی، کمبود آب و انرژی، افزایش پسماند ناشی از حضور گردشگران، آلودگی های هوا و صوتی و تخریب محیط زیست طبیعی همگی از مصادیق منفی زیست محیطی و زیرساختی اُوِرتوریسم در مقاصد گردشگری هستند.
- کاهش کیفیت تجربه ی گردشگران:
ازدحام و شلوغی و در یک کلام اشباع گردشگری در یک مقصد جذاب، خود باعث افت کیفیت تجربه ی گردشگران می شود. من معتقدم چنانچه در مقاصد گردشگری به جای تمرکز بر روی جذب حداکثری گردشگران و بالا بردن تعداد آنها، روی کیفیت حضورشان و تلاش برای افزایش مدت ماندگاری و خلق تجربه ی فراموش نشدنی تمرکز شود، بسیار قاعده مند تر و هوشمندانه تر است و همزمان رضایت جامعه میزبان نیز حاصل می شود. به طور مثال اگر در یک مقصد گردشگری مهم که سه میلیون نفر جمعیت ثابت و ساکن دارد، سالانه پذیرای فقط سه میلیون گردشگر باشد و این گردشگران به مدت یک هفته در آن مقصد اقامت داشته و از تسهیلات، امکانات و خدمات مهیا شده استفاده نمایند، علی القاعده این موضوع منفعت بیشتری برای مقصد مورد نظر و جامعه محلی آن به ارمغان خواهد آورد تا اینکه پذیرای 20 میلیون گردشگر باشد با 2 شب اقامت. همیشه کیفیت مهم تر از کمیت است.

ونیز در ایتالیا با جمعیتی حدود ۵۰ هزار نفر، سالانه میزبان بیش از ۲۰ میلیون گردشگر است. یعنی چیزی در حدود 400 برابر جمعیت ثابتش!. تردد کشتیهای کروز غولپیکر در کانالهای تاریخی اش، علاوه بر آلودگی آب و آسیب به فونداسیون ساختمانها، روزانه هزاران گردشگر یکروزه را به شهر سرازیر میکند که کمترین سود اقتصادی را برای جامعه محلی دارند و در پاسخ، مقامات ونیز ورود کشتیهای بزرگ به مرکز تاریخی را ممنوع کرده و از سال ۲۰۲۴میلادی، طرح دریافت “عوارض ورود” (۵ یورو) از گردشگران روزانه را در ایام اوج سفر به اجرا گذاشتهاند. هدف، کنترل جمعیت و تشویق اقامتهای طولانیتر و مسئولانهتر است و این یعنی تعداد زیاد گردشگر با اقامت حداقلی، ضررش بیشتر از منفعتش است. اخیراً ازدحام و شلوغی ناشی از برگزاری جشن ازدواج جف بسوز؛ مالک شرکت آمازون نیز در شهر ونیز، اعتراض مردم محلی را به دنبال داشت.
شهر توریستی بارسلون در اسپانیا هم سالهاست که با پیامدهای منفی گردشگری انبوه دست وپنجه نرم میکند. افزایش شدید اجارهبها و اعتراضات گسترده ساکنان محلی با شعار “گردشگران به خانههایتان برگردید” (Tourists Go Home)، شهرداری را وادار به انجام وضع برخی قوانین و اصلاحات کرد. اقداماتی نظیر توقف صدور مجوز برای احداث هتلهای جدید در مرکز شهر، محدودیت شدید بر اجارههای کوتاهمدت و سرمایهگذاری بر روی توزیع گردشگران به مناطق کمتر شناختهشده.
آمستردام در هلند هم این روزها به دنبال کاهش تعداد گردشگران است و در تلاش است تا با گردشگری مـزاحم که اغلب با مهمانیهای شـبانه و رفـتارهای نـامناسب هـمراه می باشد، مـقابله کـند و در این ارتباط اجرای کـمپینهـایی با شـعار «دور بـمانید» (Stay Away) برای منصرف کردن گروههای خاصی از گردشگران، ممنوعیت استعمال ماریجوانا در معابر عمومی مرکز شهر و برنامههایی برای جابجایی “منطقه چراغ قرمز” از جمله این اقدامات رادیکال آمستردام برای کنترل گردشگری در این شهراست.

چه باید کرد؟
من معتقدم مدیریت این پدیده چند وجهی و زیانبار، همکاری میان دولتها و نهادهای عمومی، بخش خصوصی، جوامع محلی و گردشگران را می طلبد و بدون هم افزایی این عناصر مهم چهارگانه و اجرای درست برنامه های عملیاتی مربوطه، مقابله با اُوِرتوریسم و ساماندهی وضعیت گردشگری در مقاصدی که درگیر این پدیده هستند، امکان پذیر نیست. لذا در ادامه به چند راهکار منتخب اشاره می کنم:
- تدوین و اجرای دقیق برنامه های عملیاتی توسعه گردشگری در مقاصد با مشارکت عناصر چهارگانه فوق
- آموزش گردشگران از طریق صدا و سیما، شبکه های اجتماعی و سازمان ها و کسب و کارهای ذینفع در صنعت گردشگری
- آموزش مدیران و پرسنل نهادهای دولتی، عمومی و خصوصی مرتبط با گردشگری
- تمرکز بر کیفیت به جای کمیت توسط مدیران تصمیم گیر و سیاستگذار
- برگزاری جشنواره ها و برنامه های تأثیرگذار در ایام خلوتی و یا غیر پیک مقاصد گردشگری و ارائه تخفیف های انگیزاننده به گردشگران
- اعمال محدودیت و تعیین سقف روزانه برای ورود به برخی از جاذبه های گردشگری خاص و حساس ( نظیر آنچه که در ماچوپیچوی کشور پرو در حال انجام است)
- دریافت عوارض ورود به مقصد گردشگری از گردشگران داخلی و خارجی و هزینه کرد آن در زیرساخت های مقصد گردشگری و در جهت حمایت و کسب رضایت جامعه محلی
- تبلیغ و معرفی مقاصد و جاذبههای کمتر شناختهشده با هدف توزیع فضایی گردشگران
- استفاده از ظرفیت فناوری های نوین برای معرفی مسیرها و مقاصد جایگزین و هدایت گردشگران به مسیرها و مقاصد خلوت و البته جذاب
- حمایت از کسب و کارهای محلی خرد
در ارتباط با اعمال محدودیت ها و عوارض در برخی مقاصد خاص و مهم، کشورهای ژاپن و یونان، اقدامات خوبی انجام داده اند:
کوه فوجی در کشور ژاپن در سالهای اخیر با ازدحام بیش از حد کوهنوردان، افزایش زباله و نگرانیهای مربوط به ایمنی مواجه شده و برای مقابله با این وضعیت و مدیریت آن، مقامات محلی استان یاماناشی از تابستان ۲۰۲۴ اقداماتی به شرح ذیل انجام داده اند:
- ورود بیش از ۴۰۰۰ کوهنورد در روز ممنوع است.
- از هر کوهنورد مبلغ ۲۰۰۰ ین (حدود ۱۳ دلار) دریافت میشود.
- کوهنوردان از ساعت ۴ بعدازظهر تا ۲ بامداد اجازه شروع صعود را ندارند، تا بدین طریق از صعودهای شبانه و خطرناک جلوگیری شود.

دو جزیره سانتورینی و میکونوس در کشور یونان نیز به نمادهای اُوِرتوریسم تبدیل شدهاند و هجوم مسافران کشتیهای کروز که برای چند ساعت به این جزایر می روند، باعث ازدحام شدید، فشار بر زیرساختهای آب و فاضلاب و کاهش کیفیت تجربه برای همه میشود. لذا دولت یونان برای کنترل این وضعیت، اقدامات ذیل را انجام داده است:
- محدود کردن تعداد کشتیهای کروز که می توانند در این بناد پهلو بگیرند و همچنین تعیین سقف برای تعداد کل بازدیدکنندگان کشتیهای کروز در روز .
- از سال ۲۰۲۴، مالیات جدیدی با نام “مالیات تابآوری اقلیمی” (Climate Resilience Levy) جایگزین مالیات قبلی شده که در فصول اوج سفر (مارچ تا اکتبر) مبلغ آن به شکل قابل توجهی افزایش مییابد و درآمد آن صرف پروژههای پایداری و مقابله با اثرات تغییرات اقلیمی میشود.
- در آتن و دیگر مناطق تحت فشار، قوانینی برای محدود کردن پلتفرمهایی مانند Airbnb در حال انجام است تا بحران مسکن برای ساکنان محلی کاهش یابد.
نتیجهگیری
توسعه ی گردشگری باید پایدار، هوشمندانه و مسئولانه باشد و این اقدام، بدون برنامه ریزی صحیح و مشارکت جوامع محلی، ذینفعان و گردشگران میسر نیست. من معتقدم اُوِرتوریسم؛ دردی است که اگر به موقع و هوشمندانه درمان نشود، حکایت همان غازی خواهد شد که تخم طلا میگذاشت و عاقبت به دست خودش ذبح شد!
به نظر می رسد کلانشهر زیارتی مشهد نیز سالهاست که اُوِرتوریسم شده و باید فکری به حالش کرد. نظر شما چیست؟
نویسنده: احمد دیناری؛ مشاور و تسهیل گر سرمایه گذاری و تأمین مالی گردشگری
17 مرداد 1404
« استفاده از این مطلب در صورت ذکر منبع، مجاز است»





