یکی از مهمترین خطاهایی که امروز در زمینه سرمایهگذاری اقامتگاههای بومگردی و توسعه این نوع از تاسیسات گردشگری مشاهده میشود، این است که گاهی «بومگردی» را صرفاً به ساخت چند اتاق با نمای کاهگل و استفاده از چند عنصر سنتی تقلیل میدهیم؛ در حالی که اقامتگاه بومگردی، همانگونه که از نام آن پیداست، باید بوممحور باشد.
بوممحوری یعنی معماری، سازه، مصالح، سازمان فضایی، سبک زندگی، فرهنگ، مردمشناسی، اقلیم و هویت منطقه، همگی در کالبد و روح اقامتگاه متجلی باشند و مهمان نباید صرفاً در یک ساختمان سنتی اقامت کند؛ بلکه باید بخشی از شیوه زندگی، تاریخ و فرهنگ آن منطقه را تجربه کند و بر همین اساس این نوع از کسبوکارهای گردشگری کاملا تجربهمحور هستند و این جذابیتی ویژه در بازار گردشگری به شمار میرود.
بر همین اساس، معتقدم اقامتگاههای بومگردی تبدیلی در بسیاری از موارد، نسبت به اقامتگاههای بومگردی احداثی، انتخاب هوشمندانهتر و موفقتری برای سرمایهگذاری هستند.
مهمترین مزیت اقامتگاههای تبدیلی، داشتن داستان است.
ساختمانی که دهها سال محل زندگی یک خانواده روستایی بوده، امروز تنها یک بنا نیست؛ بلکه مجموعهای از خاطرات، روایتها و هویت محلی را در خود جای داده است. تنور قدیمی، آغل دام، محل نگهداری طیور، حیاط، باغچه، حوض، تیرهای چوبی سقف، دیوارهای کاهگلی، اتاقهای تو در تو و حتی آثار فرسودگی ساختمان، همگی ظرفیتهایی برای روایتگری هستند.
وقتی چنین بنایی مرمت و احیا میشود، میتوان داستان زندگی گذشته آن را برای گردشگران روایت کرد. حتی نمایش تصاویر «قبل از مرمت» و «بعد از مرمت» خود به بخشی از تجربه اقامت تبدیل میشود؛ تجربهای که ارزش افزودهای فراتر از ارائه یک اتاق و یک وعده غذا ایجاد میکند.
در مقابل، اقامتگاههای احداثی، هرچند ممکن است با الهام از معماری سنتی ساخته شوند، اما از ابتدا فاقد این پیشینه تاریخی و هویتی هستند. مگر آنکه طراح بتواند با الهام از یک دوره تاریخی یا یک روایت فرهنگی، برای بنا هویتی تازه خلق کند؛ موضوعی که در عمل کمتر اتفاق میافتد.
از منظر سرمایهگذاری نیز، اقامتگاههای تبدیلی معمولاً مزیتهای قابلتوجهی دارند. هزینه ساخت کاهش مییابد، مدت زمان اجرای پروژه کوتاهتر میشود و پروژه سرمایهگذاری تبدیلی سریعتر به مرحله بهرهبرداری میرسد. این موضوع، نرخ بازگشت سرمایه را نیز بهبود میبخشد و توجیهپذیری اقتصادی طرح را افزایش میدهد.

از سوی دیگر، در فرایند دریافت تسهیلات نیز این پروژهها معمولاً شرایط مناسبتری دارند. وجود ساختمان قدیمی، خود بهعنوان بخشی از پیشرفت فیزیکی پروژه محسوب میشود و سرمایهگذار ناچار نیست از نقطه صفر عملیات ساختمانی را آغاز کند. همین موضوع میتواند فرایند اخذ تسهیلات را تسهیل کرده و امکان تکمیل پروژه با منابع مالی ارزانتر و کمتر را فراهم کند.
از منظر بازاریابی نیز، داستانمحور بودن این اقامتگاهها یک مزیت رقابتی مهم محسوب میشود. امروز گردشگران بیش از آنکه به دنبال خرید «محل خواب» باشند، به دنبال خرید «تجربه» هستند و داستان، یکی از ارزشمندترین داراییهای هر اقامتگاه بومگردی است.
البته از نظر من، موفقیت این پروژهها تنها به نوع ساختمان محدود نمیشود. انتخاب موقعیت مکانی مناسب نیز اهمیت بسیار زیادی دارد. استقرار اقامتگاه در روستاهایی که در مسیر محورهای مهم گردشگری قرار دارند یا در پیرامون آنها مجموعهای از جاذبههای فرهنگی، تاریخی، طبیعی، صنایع دستی و رویدادهای بومی وجود دارد، میتواند ضریب اشغال، مدت اقامت گردشگران و در نهایت سودآوری پروژه را به شکل قابلتوجهی افزایش دهد.
بنابراین در سرمایهگذاری گردشگری، همیشه بهترین پروژه، گرانترین پروژه نیست؛ بلکه پروژهای موفقتر است که هویت، روایت، اصالت و اقتصاد را بهصورت همزمان در کنار یکدیگر قرار دهد. از همین منظر، در بسیاری از مناطق کشور، انتخاب یک خانه قدیمی (نه لزوما ثبتی) برای مرمت و احیا، میتواند تصمیمی بسیار هوشمندانهتر از ساخت یک اقامتگاه جدید از نقطه صفر باشد. تابستان 1405
نویسنده: احمد دیناری؛ مدیرکل میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی استان خراسان شمالی




